قهرمان ميرزا عين السلطنه

1603

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ناخوشى من امتداد پيدا كرد ، ذات الجنب گرفته بودم و خداوند عمر دوباره كرامت كرد . دخترك كوچك بيچارهء من هم كه سى و هفت روزه بود در اين بين تلف شد . حكومت لق بارى چند روزى در خدمت آقا خوش گذشت . تعزيهء مفصلى هم خوانديم كه خيلى بهتر از تعزيهء دو سال گذشته بود . آقاى عماد السلطنه در 24 صفر از راه كشمرز و برزلجين به‌سمت طهران تشريف بردند . ما هم مشغول رتق و فتق امورات بوديم . كارها رويهء خوشى نداشت ، كسل و پژمرده بوديم . زيرا حكومت بخصوصيت افتاده بود . تقويت هم نمىكردند . عارضين هم هرروز يك نفر را از طهران حاكم كرده و كسان آنها شهرتها مىدادند . از طهران هم از سستى كار اتابيك اعظم و اين‌كه همه‌روزه قهر است [ و ] تركها قوى شده مجال به او نمىدهند مكرر مىنوشتند . تا در دوم ربيع الاول اخبار زيادى رسيد كه حضرت اتابيك در امورات مستقل شده كسانى كه مخل كارهاى او بودند به حكم اعليحضرت شهريارى هريك را به سمتى روانه نمودند . حكيم الملك حاكم گيلان جناب حكيم الملك وزير دربار كه اول محرم و اول شخص در دستگاه سلطنتى بود و از آن بالاتر [ كسى ] تقدم نوكرى اعليحضرت نداشت به حكومت گيلان [ رفت ] و اين اخراج و تبعيد او به نظر تمام اهل مملكت ايران از اعجاز و خوارق عادات محسوب است . وزير افخم حاكم عراق و حكام ديگر جناب سلطانعلى خان وزير افخم كه اندكى پست‌تر از وزير دربار است به حكومت عراق با تمام اولاد و عيال شاهزاده عضد السلطان به حكومت يزد برود . مهدى خان آجودان مخصوص كه وزير همايون لقب دارد پارسال به كاشان تبعيد شده بود حال به حكومت گروس ، جمعى ديگر را هم نوشته بودند ليكن محقق نبوده . ضمنا هم آقاى افخم الدوله نوشته بود براى خمسه هم صحبتى هست كه از اين تركها يكى هم آنجا برود . وزير همايون حاكم زنجان تا در روز دهم ربيع الاول مقارن عصر تلگراف احضار به طهران حضرت و الا رسيد كه وزير همايون به حكومت زنجان برقرار شده . معلوم شد گروس را به صدق الدوله داده و